الفيض الكاشاني
58
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
امّا باز شدن در قلب با دريافت از حواس آشكار است و بر كسى پوشيده نيست ؛ و امّا باز شدن در درونى قلب به عالم ملكوت و ديدن لوح محفوظ با دقّت در شگفتيهاى خواب و آگاه شدن قلب در خواب از رويدادهاى آينده يا گذشته بىآن كه از طريق حواس دريافت كرده باشد ميّسر است ، و مسلم است كه اين در تنها بر روى كسانى گشوده مىشود كه منحصرا به ذكر خدا بپردازند . پيامبر ( ص ) فرمود : « مفردون گوى سبقت ربودند . عرض شد : اى رسول خدا آنها كيانند ؟ فرمود : كسانى كه در ذكر خداى متعال حريصند و ياد خدا گناهانشان را مىريزد و سبكبار وارد قيامت مىشوند آنگاه حضرت در توصيف آنها به نقل از خداى متعال فرمود : به آنها روى مىآورم آيا هيچ كس مىداند به كسى كه روى مىآورم چه چيزى مىخواهم بدهم ، آنگاه خداوند فرمود : نخستين چيزى كه به آنها مىدهم اين است كه از نور خودم در دلهايشان مىافكنم پس از من خبر مىدهند چنان كه من از آنها خبر مىدهم » . « 73 » محلّ ورود اين دانشها همان در درونى قلب است ، در اين صورت فرق بين علوم انبيا و اوليا ( ع ) و علوم حكما و علما همين است ، به اين معنى كه علوم انبيا و اوليا از درون دل و از همان درى مىآيد كه به عالم ملكوت باز است ، و علم حكما و علما از درهاى حواس ظاهرى مىآيد كه به عالم طبيعت باز است . شكفتيهاى دل و حركت آن ميان دو عالم غيب و شهود ( ملك و ملكوت ) در علم معامله قابل كنجكاوى و بررسى نيست . اين بود مثالى كه تو را از تفاوت ميان محل ورود دو دانش آگاه مىكند . مثال دوم از تفاوت ميان دو عمل اوليا و علما تو را آگاه مىسازد . علما كار مىكنند كه خود علوم را به دست آورده و در قلب جاى دهند ، و اوليا كار مىكنند كه دل را جلا دهند و آن را فقط پاك كنند و صيقل دهند . نقل
--> ( 73 ) اين حديث را ترمذى و حاكم با كمى اختلاف از ابو هريره و طبرانى در الكبير از ابو دردا به سندى صحيح روايت كردهاند چنان كه در الجامع الصغير آمده است و بيهقى در الشعب به سندى ضعيف روايت كرده چنان كه در المغنى است .